كه مذهب خارجى راه خروجى براى رگ شور و حرارت دينى بالقوه در ميان بدويان بوده است - كه به مسايل دينى ژرف كمتر علاقه مىورزيدند - چنان كه پيوستگى به اهل بيت ، يا آرمان نوادگان على ( ع ) راه بيرون رفت ديگرى بوده است . غرور خشمگنانهء عنصر عرب به نسب خود و امتيازات رهبرى فطرى گه گاه بازتابهايى در جنبش خوارج يافته است ، بيشتر از اراقهء ايران از موالى بودند و در سال 77 ق / 7 - 696 م كه خوارج ازرقى ايران پيشواى خود قطرى بن فجائه را رها كردند و سركردهء تازهاى به نام عبد الربه الكبير براى خود برگزيدند شقاقى در ميان خوارج پديد آمد . اگر چند مىگويند كه انگيزهء اين ستيزه كينهء خونى بوده است ، اما باحتمال فراوان ناخرسندى از نخوت و برترى عرب نيز در اين جدايى مؤثر بوده است . « 1 »
نبايد گمان رود كه چون خوارج دربارهء رهبرى در جامعهء خود نظرات تساوىطلبانه داشتند ، و چون با دودمانهاى حاكم اموى و در پى آنها عباسى سرسختانه دشمنى مىورزيدند ، مىبايست جنبش آنها جنبشى مردمى باشد . از لحاظ روحى ، جامعهء خارجى ، جامعهاى بسته و اشرافى بود . اعضاى اين جامعه خود را مردمى خاص مىدانستند و عقيده داشتند كه تنها آنها هستند كه به بهشت مىروند ؛ براى پرهيز از آلودگى از تماس با تودههاى مسلمان غيرخارجى خوددارى مىورزيدند و مىگفتند كه اينان مرتكب كباير شدهاند و به عقيدهء ازارقه هركه گناه كبيرهاى مرتكب شود در شمار كفار و مشركان مىآيد . « 2 » تنها در افريقا كه دشواريهاى قومى و سياسى خاص خود داشت بود كه جنبش خارجى بويژه در ميان بربرها ريشههاى ژرفى دوانيد و جنبشى تودهاى گرديد و شالودهء عقيدتى دو
هامش
( 1 ) - مبرد ، كامل ، ج 3 ، ص ص 3 - 382 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 1006 ( ترجمهء فارسى ، ج 8 ، ص 3642 ) ؛ اشعرى ، مقالات الاسلاميين ، قاهره ، 1369 ق / 1950 م ، ج 1 ، ص ص 1 - 160 ؛Welhausen , Die religios - politischen oppositions parteion im alten Islam , P . 40 .( 2 ) - مقايسه كنيد با :A . J . Wensinck , El I , S . V . Kati'a'' .