درهم براى مرمت و احياى زمينهاى كشاورزى كه سيلابها آن را كنده باشد ( كورهها ) كنار مىگذاشتند ؛ و 50000 درهم براى بازسازى دژهاى گوناگون ولايت اختصاص مىدادند . 20000 درهم هزينهء نگهدارى زندانيان در شهرهاى گوناگون مىكردند . 30000 درهم براى نگهدارى مساجد آدينه و انبوهى از كار بدستان كوچك در هر شهر - قرآنخوانان ، خادمان ديوان ، كاركنان ديوانخانه ( عوانان ) و ديگر كارمندان كشورى ، نگهبانان ، رهبران گروههاى خاص در جامعه ( عريفان ) « 1 » ، پاسبانان و جاسوسان در ميان مردم ( معرفان ) مىپرداختند . اين مردم روزانه به اندازهء دو من نان و در رمضان 20 درهم پول نقد مواجب مىگرفتند .
20000 درهم به مؤذنان ولايت اختصاص داشت . هر سال يكصد برده از كنيز و غلام از 400 تا 500 درهم مىخريدند و با پوشاندن جامه و دادن ديگر دربايستها آزاد مىكردند . 10000 درهم به بيمارستانها مىدادند . فرماندهء پليس يا والى الشرطه 30000 درهم مىگرفت و از قرار معلوم بخشى از اين مبلغ حقوق كاركنانش بوده است . عامل يا بندار خراج « 2 » ، يعنى سرپرست سازمان مالى و گردآورى ماليات و همهء كاركنانش 50000 درهم مستمرى مىگرفتند . صاحب مظالم يا كارگزارى كه به بررسى شكايات مىپرداخت 20000 دينار دريافت مىكرد كه نيز احتمالا اين پول ميان او و كارمندانش تقسيم مىشد .
اگر به گفتهء هرودوت مصر بخشش نيل است ، سيستان نيز بخشش رود هيرمند
هامش
( 1 ) - احتمالا كاربرد اين اصطلاح يادآور دورهء نخستين كوچنشينى جنگاوران عرب در زرنگ است كه عرفا ( مفرد آن عريف ) خوانده مىشدند و در شهرهاى پادگانى ، مانند بصره و كوفه رهبران گروههاى ادارى در ميان قبايل گوناگون بودند كه دولت آنها را به اين سمت برمىگزيد . يا نيز احتمال دارد كه اين اصطلاح در اينجا به رهبران اصناف تجارى در شهر اشاره دارد . نگاه كنيد به صالح ا . العلى و كلود كائن در دايرة المعارف اسلام ، چاپ يكم ، ذيل كلمهء « عريف » .
( 2 ) - دربارهء اين اصطلاح مقايسه كنيد با ابن حوقل ، چاپ دوم ، ج 2 ، ص 424 ، كه مؤلف در ميان كاربدستان عمومى سيستان از كسى به نام كاتب السله ياد مىكند كه « به نام بندار شناخته است و خراج و ديگر عوارضى كه دولت وضع كرده مىستاند » . كرامرس و ويت در ترجمهء كتاب ابن حوقل ، ج 2 ، ص 41 ، اصطلاح نامعمول كاتب السله را« secre ? taire de corbeille »( دبير سبد ) ترجمه كردهاند .