تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
اقوام بسيار جنگ داشتند ، ناحيهء ميان سند تا نهر بلخ [ جيحون ] مقابل آن بود و پيوسته از خراسان بزرگتر بود و مرز آن دشوارتر بود و تا روزگار معاويه سپاهيانى كه در آنجا استقرار داشتند بيش از جاهاى ديگر بودند . » « 1 » از اين گذشته ، نواحى جنوبى و شرقى ايران ، و بويژه كرمان و سيستان در سدهء يكم پيروزى اسلام از اهميت سوق الجيشى نيز برخوردار بودند ، زيرا جابجايى سپاه از عراق به خراسان عموما از راه اهواز ، فارس ، كرمان و كوهستان ( قهستان ) انجام مىگرفت . در بيشتر سالهاى اين دوره ، راه شمالى به خراسان را كه از قزوين ، رى و دامغان مىگذشت بواسطهء تاخت و تازهاى ديلميان و ديگر كوهنشينان راهزن البرز و نواحى كرانه‌اى درياى خزر ناامن و خطرناك مىدانستند : طبرى مىگويد كه قتيبة بن مسلم نخستين كسى بود كه پيوسته سپاهيانش را از راه « قومس » ( يعنى دامغان ) به خراسان مىفرستاد . « 2 » در آغاز سال 45 ق / بهار 665 م معاويه عبد اللّه بن عامر را به بهانهء ملايمت او و پاشيدن بذر ناخرسندى و سركشى در بصره از كار بر كنار كرد . اما اين بركنارى را مىتوان يكى از مراحلى دانست كه طى آن خليفهء زيرك كه آگاه بود چگونه سياست باصطلاح خويشاوند دوستى عثمان و توجه او به طايفهء اموى موجب برانگيختن رشك و ناخرسندى در ميان مردم گرديد ، رفته رفته افراد طايفهء خود را از مناصب بلند برداشت و « مردان تازه‌اى » را كه نمونه‌اى از ايشان زياد بن ابيه بود بر جايشان نشاند . « 3 » پس از آنكه معاويه زياد را كه ادعا مىكرد برادر ناتنى او است به حكومت بصره گماشت خراسان ، سيستان ، هند ، بحرين و عمان و بعدها كوفه و
هامش
( 1 ) - طبرى ، ج 1 ص 2705 ( چاپ بيروت ، ج 5 ، ص 7 ، ترجمهء فارسى ، ج 5 ، ص 2015 ) تكرار آن در ابن اثير ، ج 3 ، ص 34 ؛ مقايسه كنيد با يعقوبى ، البلدان ، ص 281 ، ترجمهء انگليسى ، ص 89 ( ترجمهء فارسى ، ص 7 - 56 ) ؛ وMarquart , E ? ransahr , P . 33 .( 2 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 2839 ؛ ابن اثير ، ج 3 ، ص 85 . ( 3 ) - مقايسه كنيد با :H . Lammens , E ? tudes sur le re ? gne du calife Omaiyade Mo'a ? wia ler , in MFOB , I , 1906 , PP . 27 FF .
تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 50 | ادموند كليفورد باسورث / حسن انوشه