تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
حكومت ولايتدارانى كه عثمان آنان را به ولايتدارى فرستاده بود اعتراض كرد و بعدها كوشيد تا ايشان را بر كنار ساخته ولايتدارانى كه خود برمىگزيند به نواحى گوناگون بفرستد . اما نيروى ناكاستنى معاويه در سوريه و جنگ سرسختانهء او در راه رسيدن به خلافت ، اعرابى را كه در ولايات بودند در تنگناى بلاتكليفى قرار داد چنان كه نمىتوانستند تصميم بگيرند كه از كداميك از دو طرف پشتيبانى كنند . چون هم عبد اللّه بن عامر و هم عبد الرحمان بن سمره هر دو از طايفهء مكى اميه يا عبد شمس « 1 » بودند ، احتمال فراوان مىرفت - اگر نه بديهى بود - كه به پشتيبانى از معاويه برخيزند . و در واقع چنين نيز كردند . با مرگ عثمان در ذى الحجه ( 35 ق / ژوئن 656 م ) عبد الرحمان بن سمره در جست و جوى يافتن عبد اللّه بن عمر در بصره سيستان را ترك گفت ، اما بعدها از ولايتدارى سيستان بر كنار گرديد و به فرمان على ( ع ) ، خليفهء تازه عثمان بن حنيف بجاى او فرستاده شد . عبد الرحمان با ديگر اعضاى طايفهء اموى براى پيوستن به عايشه ، طلحه و زبير به مكه رفت كه ايستادگى در برابر على ( ع ) در آنجا سازماندهى مىشد . وى براى تجهيز سپاهى كه بعدها در جنگ جمل با نيروهاى على ( ع ) درگير گرديد پول و شترانى داد ، اما هنگامى كه ستارهء بخت على ( ع ) در عراق طالع بود ، عبد الرحمان در شام به معاويه پيوست و گردن به فرمان او نهاد . « 2 » در اين ميان ، براى عمير بن احمد يشكرى « 3 » نايب عبد الرحمان در حكومت سيستان اوضاع ناگوارى پيش آمد ؛ در غيبت وى مردم زرنگ بارى ديگر سر بشورش برداشتند و
هامش
( 1 ) - عبد اللّه بن عامر پسر خالهء عثمان بن عفان بوده است ، نگاه كنيد به دايرة المعارف اسلام ، چاپ دوم ، ذيل عبد اللّه بن عامر . ( 2 ) - طبرى ، ج 1 ، ص ص 8 - 3087 ، 3101 - 3099 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص ص 7 - 304 ( ترجمهء فارسى ، ج 1 ، ص ص 15 - 714 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص 84 ؛ ابن اثير ، ج 3 ، ص ص 8 - 167 ؛Caetani , Annali , IX , PP . 30 - 1 , 70 - 2 .( 3 ) اين نام را ابن اثير و مؤلف تاريخ سيستان امير بن احمر و بلاذرى امير بن احمد آورده است . - م .