تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
فراخواند . آنان بر آن شدند تا به كشتار پايان دهند و با اينكه چندان سلاح و سپاه دارند كه همچنان در برابر تازيان درايستند ، تدبير صلح را برگزينند ؛ به گفتهء تاريخ سيستان آنان پذيرفتند كه رسالت الهى اعراب در كتب مقدس ايشان پيش‌بينى شده است . ربيع پيشنهاد صلح را پذيرفت و با مرزبان سيستان قرار نهاد كه هر سال يك مليون درهم خراج بپردازد و هزار غلام كه هريك جامى زرين به دست « 1 » دارند با آن همراه كند . ربيع پس از درآمدن به زرنگ رهسپار خواش در مشرق گرديد . اما مردم بست به مقابله با مسلمانان برخاستند و سرسختانه در پيش ايشان درايستادند . در اين جنگ اسيران فراوانى به چنگ اعراب افتادند و به خليفه اتحاف گرديدند . زين الاخبار گرديزى در بخش ولات خراسان ( منبع گرديزى در اين زمينه كتاب ولات خراسان سلامى است ) مىگويد كه بسيارى از موالى كه بعدها در اوايل دورهء اسلامى آوازه‌اى بلند يافتند ، مانند پيروز حصين در تهاجم ربيع بن زياد به سيستان گرفتار آمده بودند ( به صفحات آينده نگاه كنيد ) . منابع عربى كه بيش از گرديزى به رويدادهايى كه از آنها سخن مىرود نزديك هستند محل اسارت شمارى از اين اسيران را در ناشروذ و در يكى از حكومتهاى عبد الرحمن بن سمره در سيستان قرار مىدهند . چون جريان برده‌گيرى از اين نواحى مرزى به زودى فرآيندى مداوم گرديد ، از اين روى تعيين كردن جاى دقيق اين رويدادها دشوار است . ربيع پس از برخورد با اين ايستادگى در همسايگى خواش به قرنين يا قرنى رفت كه مىگفتند ستورگاه اسبان رستم بود و بعدها برادران صفارى در آنجا چشم به جهان گشودند . وى بر آن بود تا بيابان را گذار كرده به بست حمله برد ، اما از اين انديشه دست كشيد و به زرنگ بازگشت . « 2 »
هامش
( 1 ) - همانجا ، ص 82 كه مىبينيم وصيفت به معنى « كنيز » و وصيف بمعنى « غلام » به كار رفته است . ( 2 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص ص 4 - 392 ؛ ترجمه ، ج 2 ، ص ص 61 - 659 ( ترجمهء فارسى ، ص ص 81 - 270 ) ؛ يعقوبى ، البلدان ، ص 281 ، ترجمه ، ص 90 ( ترجمهء فارسى ، ص 57 ) ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص 76 ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 103 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص ص 3 - 70 ؛ ابن اثير ، ج -
تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 43 | ادموند كليفورد باسورث / حسن انوشه