احتمالا سفرى پويشى بوده است ، زيرا در اين سفر بسيارى از مسلمانان كشته شدند و مجاشع بشتاب عقب نشست . اما احتمال مىرود كه اين واقعه با پارهاى از رويدادهاى مربوط به گريز شاهنشاه يزدگرد سوم از راه فارس و كرمان و كشتهشدن او در خراسان خلط شده است ، زيرا در منابع عربى تا اين سال ذكرى از تهاجم به سيستان نرفته است . آنچه بلاذرى و طبرى ذيل سال 30 ق / 1 - 650 م آوردهاند اين است كه عبد اللّه بن عامر يزد گرد را تا كرمان دنبال كرد .
سپس خود در كرمان فرود آمد و مجاشع ( به گفتهء بلاذرى مجاشع و حريم بن حيان عبدى ) را در پى شاهنشاه گريزان ساسانى فرستاد . « 1 » اما تازيان در بيمند در شش فرسخى سيرجان گرفتار برف و طوفان گرديدند و سپاهيان مجاشع از پاى درآمدند . « 2 »
به روايت طبرى ، در سال 31 ق / 2 - 651 م عبد اللّه بن عامر از كرمان رهسپار خراسان گرديد و مجاشع را به ولايتدارى كرمان گذاشت . « 3 » در اين هنگام به رهبرى ربيع بن زياد بن انس بن ذيان حارثى سفر جنگى تمام عيارى براى گرفتن سيستان آغاز گرديد . « 4 » ربيع به زالق يا جالق در پنج فرسخى زرنگ ، كرسى ولايت رسيد ، « 5 » دهقان آنجا را به طاعت خويش درآورد و دهقان بر پايهء پيمانهايى كه
هامش
( 1 ) - گزارشهاى قبيلهاى ديگر در كتاب طبرى فرماندهان سپاه را حريم بن حيان عبدى ( روايت عبد قيس ) و ابن حسان يشكرى ( روايت بكر بن وائل ) مىنامد .
( 2 ) - بلاذرى ، همانجا ، ص 315 ، ترجمه ، ج 2 ، ص 490 ( ترجمهء فارسى ، ص 264 ) ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 2863 ( ترجمهء فارسى ، ج 5 ، ص 2138 ) ؛ ابن اثير ، ج 3 ، ص 92 ؛Caetani , Annali , VII , PP . 274 , 446 .گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص 78 ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 5 - 104 ) نيز از جنگهاى مجاشع در سيستان ، بست و زمينداور و مصيبتى كه در كرمان بدان گرفتار آمد ياد مىكند ، اما زمان آن را در 43 ق / 663 م كه عبد اللّه بن عامر به فرمان معاويه به ولايتدارى خراسان بازگردانده شد قرار مىدهد .
( 3 ) - طبرى ، ج 1 ، ص 2885 ؛ ابن اثير ، ج 3 ، ص 100 ؛Caetani , Annali , VII , P . 452 .( 4 ) - تاريخ سيستان ، همانجا ، ذيان را ديال مىآورد .
( 5 ) - تيت ناحيهء زالق را با ناحيهء مصب هيرمند ميان روستاهاى سيستانى بونجار و قاسم آباد كنونى در -