تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
تازيان با شهرهاى فارس و كرمان بسته بودند با او قرار صلح نهاد . كركويه ، هيسون و ناشروذ « 1 » نيز تسليم گرديدند ، و ربيع از هوك ، يكى از ريزابه‌ها يا نهرهاى هيرمند گذشت و در پاى دروازهء زرنگ پديدار گرديد . در اينجا نبرد خونينى درگرفت و شمار فراوانى از مسلمانان در اين نبرد كشته شدند . زرنگ گويا داراى پاره‌اى استحكامات دفاعى بوده است . تاريخ سيستان به نقل از كتاب فضايل سجستان هلال بن يوسف مىگويد كه دستهاى گوناگونى چون دستهاى كيخسرو ، اسكندر مقدونى و اردشير بابكان در استواركردن استحكامات اين سرزمين دخالت داشتند ، و شهرستان يا مدينهء شهرچندان استوار بود كه آن را مدينة العذرا « شهر دست نخورده » مىگفتند . « 2 » با اينهمه ، سگزيان بر آن شدند تا با اعراب از در صلح درآيند . مرزبان يا اسپهبذ سيستان به نام ايران بن رستم بن آزاد خوبن بختيار « 3 » بزرگان و سركردهء موبدان ولايت ( تاريخ سيستان وى را به نام موبد موبدان مىخواند ) را به انجمنى
هامش
- مغرب و جلال آباد و كركوشاه در شمال و مشرق يكى مىداند .( Seistan a memoir on the history , topography , ruins - and people , Part II , Calcutta , 1910 , PP . 150 - 1 ) .دربارهء زالق در سده‌هاى ميانه نگاه كنيد به ياقوت ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 909 ( چاپ بيروت ، ج 3 ، ص 127 ) . اما زالق را نبايد با زالقان يا صالقان يا چالكان كه به گفتهء جغرافيانويسان در يك فرسخى بست نهاده بود درآميخت . ( 1 ) - تيت حدس زد كه ناشروذ به صورت رود ناصرى كه از نهرهاى بسيار متأخر هيرمند است باقى مانده است ( همانجا ، ص 148 ، مقايسه كنيد با ص 164 ) . دربارهء ناشروذ در سده‌هاى ميانه نگاه كنيد به ياقوت ، همانجا ، ج 4 ، ص 728 ) . ( 2 ) - همانجا ، ص ص 3 و بعد ، 11 - 10 . ( 3 ) - در تاريخ سيستان ، ص 81 چنين آمده است ؛ اما در همانجا ، ص ص 9 - 8 « اسپهبد رستم بن آزاد خوبن بختيار » خوانده مىشود ، و گويند كه اسپهبد بختيار در زمان پيامبر فرمانرواى سيستان بود . در ميانهء سدهء چهارم هجرى / دهم ميلادى ، يكى از امراى سپاه امير احمد بن خلف بن ليث به نام محمد بن حمدان دعوى مىكرده كه از نوادگان مرزبانان سيستان در دورهء پيش از اسلام است . ( همانجا ، ص 329 ) .