تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
يزدآفريد اسقف هر دو حوزه باشد ، و سرگيوس وى را در كارهايش يارى دهد ( زيرا فرمان اسقفى او را نمىتوانستند پس بگيرند ) . مقرر گرديد سرگيوس وظايف خود را در قاش انجام دهد و در صورت مرگ يزدآفريد جانشين وى گردد . هر دو قهرمان اين داستان مىبايست پيش از 567 مرده باشند ، زيرا در شوراى از كيل كه در همان سال برپا گرديد « 1 » يادآورى مىشود كه سراسر سيستان تنها يك اسقف داشته است . زندگى رهبانى بر مسيحيان سيستان نيز شناخته بود ، زيرا در كتاب پاكدامنى اسوع دناح بصرى ( نوشته حدود 236 ق / 850 م ) آمده كه ماراستفن در سيستان ديرى بنياد كرد . « 2 » آگاهى ما دربارهء مسيحيان سيستان در دورهء اسلامى بسيار ناقص و پراكنده است ، اما همينقدر نشان مىدهد كه آنان چندين قرن در اين سرزمين دوام آوردند . از يك اسقف و جماعتى از مسيحيان در 150 ق / 767 م ياد شده است . « 3 » اما فشارهاى اجتماعى و فرهنگى محيطى كه بيشتر جمعيت آن مسلمان بودند مىبايست از شمار مسيحيان مشرق عالم ايران رفته رفته كاسته باشد ؛ مثلا مقدسى كه تأليف خود را حدود 375 ق / 985 م نوشته مىگويد كه خراسان ( در اينجا بايد خراسان را در وسيعترين معناى آن فهم كرد و سيستان را بخشى از خراسان بشمار آورد ) « شمارى يهودى ، اندكى مسيحى و طبقات گوناگونى از زردشتيان دارد . » « 4 » با اينهمه ، زرنگ درآغاز سدهء پنجم هجرى / يازدهم ميلادى هنوز شمارى
هامش
( 1 ) ( 2 ) ( 3 ) ( 4 ) - مقدسى ، ص 323 . براى پاره‌اى نظرات كلى دربارهء مسيحيان مشرق ايران در اين ايام نگاه كنيد