روا مىداشتند اعتراض كرد ، و در نتيجه ناگزير شد از پيش آنان بگريزد و خود را در نيزارهاى درياچهء زره يا هامون پنهان سازد . پس از وى خوارج ابو عوف بن عبد الرحمان بن بزيع ( ؟ ) را به پيشوايى خود برگزيدند ( جمادى الثانى 215 ق / 830 م ) . « 1 »
طلحة بن طاهر در سال 213 ق / 828 م درگذشت و برادرش عبد اللّه به عنوان ولايتدار مشرق از جانب عباسيان جانشين وى گرديد . عبد اللّه محمد بن احوص را به سيستان فرستاد كه دومين بارى بود كه بدين سمت گمارده مىشد . محمد بن احوص در روز يكم شوال آن سال ( 13 دسامبر 828 م ) به سيستان آمد و سپاه نيرومندى گرد آورد و آمادهء جنگ با خوارج گرديد . بسيارى از علما و فقهاى ولايت ، از جمله يك خارجى پيشين ، به نام ياسر بن عمار بن شجاع در صفوف اين سپاه بودند . وى هنگامى كه ابو اسحاق ابراهيم جاشنى خوارج را ترك گفته بود آنان را فرو گذاشته به اهل سنت پيوست . متأسفانه ، محمد بن احوص توفيقى بدست نياورد و عبد اللّه بن طاهر نيرويى از غربا ( احتمالا از مردم خراسان و ماوراء النهر ) را به سركردگى عزيز بن نوح براى تقويت سپاه او فرستاد . از جمله كسانى كه در ميان سرهنگان اين سپاه حضور داشتند يكى حضين بن حسين ، عم عبد اللّه بوده است . در زرنگ براى آماده ساختن سپاه جهت جنگ با خوارج كمين كرده در كوه و بيابان مقدمات گستردهاى انجام گرفت : « باز جمع شدند و بسيار راويه و حبل و مطهره و مشگ و آلت سفر برگرفتند » . دو نيروى درآميخته به اضافهء
هامش
( 1 ) - همانجا ، ص ص 20 ، 31 - 30 ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص 105 ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 133 ) ؛ گرديزى به ابو اسحاق لقب قاضى مىدهد . به روايت ابن رسته ، الاعلاق النفيسه ، چاپ دخويه ، ليدن ، 1892 ، ص 174 ، ترجمهء :G . Wiet , les atous precieux , le caire , 1955 , P . 202 .ابو عوف اصلا از مردم روستاى كرنك يا كرون نزديك زرنگ بود . يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص ص 5 - 554 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 475 ) جانشين حمزه ابراهيم بن نصر ( صورت دقيق اين كلمه دانسته نيست ) تميمى بوده است .