تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
نيرويى مركب از 6000 سپاه كارديده را كه زير فرمان حاكم هرات ، عمرو يا عمروية بن يزيد ازدى بودند بشكند و خود او را در نزديكى پوشنگ بكشد . پسران على بن عيسى بن ماهان به نامهاى حسين و عيسى نيز نتوانستند از تاخت و تاز حمزه جلوگيرى كنند ، اما سرانجام حمزه نزديك نيشابور شكسته شد ، شصت تن از فرماندهان بزرگ سپاهش را از دست داد و ناگزير شد از راه قهستان به جنوب عقب بنشيند . « 1 » احتمالا در جريان همين لشكركشى به خراسان بود كه حمزه بيهق و روستاهاى پيرامون آن را غارت كرد . ابن فندق تاريخ اين رويداد را در جمادى الثانى 213 ق / اوت - سپتامبر 828 م قرار مىدهد ، اما تاريخى كه وى در اينجا بدست مىدهد در واقع تاريخ مرگ حمزه است . نيروهاى خارجى از ترشيز و مسير قهستان به راه افتادند ، نخست سراسر روستاى ششتمد ، زادگاه ابن فندق را غارت كردند و قنات آن را كه به نام قنات سفلى شناخته بود انباشتند ؛ اين قنات پس از آن هرگز تماما بازسازى نگرديد ؛ بيهق خود به مدت يك هفته دستخوش نهب و غارت شد . خوارج مردان و پسران را به دم تيغ سپردند و مدرسه‌اى را كه كودكان در آنجا درس مىخواندند بر سر ايشان و آموزگارشان فرود آوردند . « 2 » هنگامىكه حمزه از راه قهستان به سيستان بازگشت ، دريافت كه مردم زرنگ وى را به شهر راه نمىدهند . حمزه كوشيد تا با پوشاندن جامهء سياه عباسيان به نيروهايش ايشان را به شهر درآورد ، اما اين ترفند مؤثر نيفتاد و او به تدبير غارت و ويران كردن روستاهاى پيرامون زرنگ روى آورد ، درختان نخل را از بن بر مىكند و رهگذرانى را كه از دشت و بيابان مىگذشتند مىكشت . « 3 » سردار خليفه عبد اللّه بن
هامش
( 1 ) - همانجا ، ص 159 ، بغدادى ، ص 78 ( ترجمهء فارسى ، ص 60 ) ؛ گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص 104 ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 132 ) ؛ ابن اثير ، ج 6 ، ص 103 . ( 2 ) - تاريخ بيهق ، ص ص 5 - 44 . ابن فندق در اينجا مىگويد كه خوارج كشتن كودكان را روا مىدانستند ، زيرا مىگفتند كه آنان داراى همان باورهايى هستند كه پدر و مادرشان دارند . البته اين سخن اطلاق خاص به عام است . زيرا اگرچند اين دعوى دربارهء حمزه راست است ، اما دربارهء همهء فرق خوارج راست نيست . ( 3 ) - بغدادى ، همانجا . گزارش بغدادى تاريخ ندارد ، اما رويدادهايى را كه نقل مىكند گويا به اين دوره -