بود پارهپاره كردند ( ذيحجه 152 ق / دسامبر 769 م ؛ يعقوبى در كتاب البلدان بخطا اين تاريخ را در 156 ق / 773 م قرار مىدهد ) . « 1 »
يزيد بن مزيد به جانشينى معن تعيين گرديد و به ولايتدارى سيستان رسيد . اما حكومت او نيز سالى بيش نپاييد و با كنكاشهاى اعراب گروه بكر كه نامهء فريبآميزى دربارهء او به منصور نوشتند از سمت خويش بر كنار گرديد . پس از بركنارى او ، خليفه تميم بن عمر يا عمرو تميمى را كه در گذشته حاكم هرات بود و منصور به او اعتماد فراوان داشت به ولايتدارى سيستان گماشت ؛ « 2 » تميم كوشيد تا يزيد را در بند كند ، اما وى توانست از سيستان به بغداد بگريزد . در ولايتدارى تميم خوارج بارى ديگر فعالانه به كار پرداختند و فعاليت ايشان با كشتن حضين بن محمد ، از كارگزاران بلندپايهء دولتى در محرم 156 ق / دسامبر 772 م به اوج خود رسيد . تميم بن عمر به هرات بازگردانده شد و عبيد اللّه بن العلاء بكرى كه در كارهاى مربوط به سيستان بسيار آزموده بود در سال آخر خلافت منصور ( 158 ق / 775 م ) ولايتدارى سيستان يافت . « 3 »
از اين پس براى نامهاى ولايتداران سيستان تقريبا به كلى متكى به تاريخ سيستان هستيم . طبرى دربارهء رويدادهاى خراسان و مشرق ايران در دهههاى پس از مرگ ابو مسلم علاقهء اندكى نشان مىدهد . يعقوبى فهرست ولايتداران سيستان را با مرگ منصور بپايان مىبرد و مىگويد كه « سپس [ سيستان ] ضميمهء قلمرو
هامش
( 1 ) - يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 3 - 462 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 380 ) ؛ همان ، البلدان ، همانجا ؛ طبرى ، ج 3 ، ص 369 ( بدون دادن جزئيات ) ؛ تاريخ سيستان ، ص ص 7 - 144 ؛ ابن اثير ، ج 5 ، همانجا ؛ ابن خلكان ، ترجمهء انگليسى ، ج 3 ، ص 403 .
( 2 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 401 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص 672 ( ترجمهء فارسى ، ص 280 ) ؛ يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 463 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 380 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص 147 ؛ ابن اثير ، ج 5 ، ص ص 5 - 464 .
( 3 ) - يعقوبى ، البلدان ، ص ص 6 - 285 ، ترجمهء انگليسى ، ص 97 ( ترجمهء فارسى ، ص 61 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص ص 8 - 147 .