تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
داد . عثمان بن عمر با رسيدن به سيستان بفرمود تا سرپرست كارهاى مالى ولايت ، يعنى بشر بن فرقد را به دم تيغ بسپارند . مىگفتند كه بشر علت ناخرسندى مردم سيستان بود و بىگمان وى اين ناخرسندى را بواسطهء زياده‌ستانيهايى كه از مردم مىكرد پديد آورده بود . وى سپس پسرش صدقه را با سپاهى منظم و نيرويى از غازيان به سركردگى قاضى مطرف بن سمره به گرفتن بست فرستاد و به او دستور داد كه پس از گرفتن بست به قلمرو زنبيل بتازد . زنبيل در الرخج شكسته شد ، اما رويدادهايى كه در سيستان پيش آمد ، لازم كرده بود كه صدقه هرچه زودتر به بست بازگردد . « 1 » يك شورش خارجى به رهبرى حضين يا حصين نامى از مردم ناحيهء اوق نزديك زرنگ « 2 » و از موالى بنوقيس بن ثعلبه ، در ناحيهء ميان زرنگ و بست روى داد . سپاهيان عثمان كه در بست مستقر بودند بر شورشيان فايق آمدند ، اما سپاه خود عثمان شكسته شد و نيروهاى مشترك صدقه و پدرش به زرنگ عقب نشستند ( 175 ق / 2 - 791 م ) . در ربيع الاول 176 ق / ژوئيهء 792 م تغييراتى در حكام سيستان داده شد و داود بن بشر مهلبى به ولايتدارى و همام بن سلمه به سمت عامل خراج تعيين گرديد . داود بن بشر تا سال بعد نتوانست جنگ با زنبيل را از سر گيرد و تا اين مدت گويا بيرون شهرها در دست خوارج بوده است . داود نيروى
هامش
( 1 ) - همانجا ، ص ص 3 - 152 . ( 2 ) .. G . Scarcia , « Sulla religione di Zabul » AIUON , n . s . , XV , 1965 , PP . 132 - 3 .اسكارچيا در اين مقاله به شناسايى جاى اوق كه در تاريخ سيستان چندين‌بار از آن نام رفته مىپردازد . تاريخ سيستان اوق را يكى از كوره‌هاى سيستان ياد مىكند ، و اين همان جايى است كه اصطخرى آن را يكى از منازل راه ميان بست و غزنه مىخواند ( ص 250 ) . اما از چندين جاى تاريخ سيستان كه اوق را در كنار جاهايى چون بسكر و جوين مىآورد ، بروشنى چنين برمىآيد كه اوق در دل سيستان نهاده بود و از زرنگ چندان دور نبوده است . همچنين اسكارچيا توجه را به اين نكته جلب كرده است كه مراكز خارجى اوق و كركويه هر دو جاى مقدسى در سيستان پيش از اسلام بودند و حدس زده است كه روح سختگيرى و تعصب در دين هنوز در آنجا زنده بوده است .( « Due Precisazioni Sul Hamigismo Sistanico » , AIUON , n . s . , XV , 1965 , P . 304 ) .