تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
آذربايجان ، ارمنستان و شروان نياى دودمان شروانشاهان يزيدى يا مزيدى « 1 » ، بسوى الرخج پيشروى كردند . هدف ايشان با طاعت درآوردن زنبيل و گرفتن خراج از وى بوده كه بواسطهء ناتوانى و چنددستگيهاى تازيان ، از روزگار حجاج تاكنون پرداخت نشده بود . بىتصرف كامل پايگاه بست و فرونشاندن همهء شورشهايى كه در آن برپا بود ، اين پيشروى نمىتوانست بىخطر باشد . دربارهء اين سفر جنگى منابع درجهء يكى در دست داريم كه از آن شمار است بويژه فتوح البلدان بلاذرى . زنبيل هدايايى از شتر ، برده و چادر تركى ( قبيب تركيه ؛ گويا در تاريخ سيستان اين عبارت تحريف يافته و به صورت قباهاى تركى از ابريشم درآمده است ) براى سركردهء تازى فرستاد ، اما اين هدايا چندان نبود كه چشم معن بن زائده را سير كند و او را از ادامهء پيشروى بازدارد . وى و يزيد به درون زمينداور پيش تاختند ، اما در آنجا دريافتند كه زنبيل بسوى شمال عقب نشسته و به قرارگاههاى تابستانى خود در سردسير زابلستان رفته است . با اينهمه تازيان به تعقيب او ادامه دادند و سپاهيان زنبيل را بشكستند و بسيارى را باسارت گرفتند كه از آن شمار بود فرج الرخجى كه بعدها دبير ضياع الخاصه يا ادارهء مربوط به املاك خالصهء مأمون گرديد و نيز زياد پدر فرج ( بايد در شمار 30000 اسيرى كه منابع ياد كرده‌اند مبالغه رفته باشد ) . جانشين زنبيل ماوند ( تاريخ سيستان : داماد اوماويد ) خود را به نواى معن داد و از او درخواست صلح كرد . منصور ، خليفهء عباسى در بغداد استقبال گرمى از معن و سپاهيان همراهش كرد و بفرمود تا از ديوان جيش براى ايشان مستمرى تعيين كنند . با آغاز شدن زمستان معن به بست بازگشت . « 2 »
هامش
( 1 ) - دربارهء او نگاه كنيد به تاريخ شروان و دربند( A history of Sharvan and Darbad )، كيمبريج ، 1958 ، متن ، ص ص 2 - 1 ، ترجمهء انگليسى ، 3 - 22 ، مقايسه كنيد با ص 56 كه منجم باشى از كتاب زندگينامه‌اى ابن خلكان نقل مىكند ( - ترجمهء دسلان ، ج 4 ، ص ص 32 - 218 ) . ( 2 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 401 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص ص 2 - 671 ( ترجمهء فارسى ، ص ص 80 - 279 ) ؛ تاريخ سيستان ، ص ص 4 - 143 ؛ ابن اثير ، ج 5 ، ص 464 . دربارهء فرج الرخجى نگاه -