هناد كه نمايندهء قانونى خليفه بود برخاستند و سليمان شكسته و دستگير گرديد ؛ اما در پايان سال 141 ق / آوريل - مه 759 م خليفه هناد را نيز از ولايتدارى برداشت و زهير بن محمد ازدى را بجاى او فرستاد . « 1 »
رويدادهاى گذشته دوباره تكرار گرديد . هناد حاضر نشد تا شهر زرنگ را به زهير بن محمد بسپارد ، اما وى نيز شكسته و دستگير شد . زهير نيز بعدها با شورش يكى از سرداران خود به نام شجاع بن عطار ( عطاء ؟ ) روبرو گرديد . اين شجاع را با سپاهى به سند فرستاده بودند ، وى با انبوهى از غنايم بازگشت كه از آن شمار بودند چندين زنجير فيل . شجاع را مدت يك ماه در كهندز زرنگ محاصره كردند و با رسيدن كمك براى زهير كوشش شجاع براى بدست گرفتن قدرت خنثى گرديد ( ذى الحجه 143 - محرم 144 ق / مارس - مه 761 م ) . در اين هنگام زهير بارى ديگر بر اوضاع مسلط گرديد و عتيبة بن موسى را براى استقرار دوبارهء حاكميت خود در بست به اين شهر فرستاد . اما يك بار ديگر ، تمركز عناصر سركش و قانونشكن در اين شهر مرزى كه همواره آماده بودند تا در هر اقدام خطرناك شركت جويند عتيبه را وسوسه كرد تا با رسيدن بدين شهر اعلان استقلال كند .
زهير ناگزير شد از سيستان راهى بست شود و در جايى ميان بست و الرخج با عتيبه نبرد كند . وى در اين نبرد عتيبه را بشكست و بكشت و پس از آن راهى بست گرديد و بارى ديگر نظم را به اين شهر بازگرداند . در اين هنگام از منصور در عراق فرمانى رسيد كه زهير بايد به پايتخت خلافت بيايد . « 2 » از اين روى ، زهير دو تن از ياران معتمدش ، عبيد اللّه بن العلاء را در جنگ و نماز و حصين بن محمد را
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 41 - 139 .
( 2 ) - تاريخ سيستان اشاره مىكند كه زهير را منصور براى آيين اعلان وليعهدى پسرش مهدى به غرب فراخواند ، اما انتقال اجبارى وراثت خلافت از برادرزادهء منصور عيسى بن موسى به مهدى تا 147 ق / 764 م پيش نيامد ، مقايسه كنيد با يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 457 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 373 ) ؛ طبرى ، ج 3 ، ص ص 52 - 331 ( ترجمهء فارسى ، ج 11 ، ص 47 - 4927 ) ؛ كتاب العيون و الحدائق ، ص ص 60 - 257 ؛ ابن اثير ، ج 5 ، ص ص 4 - 441 .