تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
غم‌انگيزى ياد مىكند كه بر جنگاوران عرب وارد آمده است : « اين اندوه سوزان در سينه چيست ، و چرا سيل اشك فرو مىبارى ؟ هيچ از سپاهى شنيده‌اى كه به كلى درهم شكست و به نگون‌بختى بسيار گرفتار آمد ؟ در كابل برايشان بسيار سخت گرفتند و آنان را واداشتند كه از سر بيچارگى از گوشت اسبان نژادهء خويش بخورند و در بدترين جاها لشكرگاه بسازند . هيچ سپاهى در آن سرزمين به چنين سرنوشت شومى گرفتار نيامده است ، به زنان نوحه‌گر بگوييد كه براى چنان قربانيانى « چنان بگرييد كه راه گلويتان بگيرد » . از عبيد اللّه بپرسيد چگونه از اين مردان ، از اين 20000 مرد كه اسبان زرهپوش داشتند و غرق در سلاح بودند حراست كرده‌اى ؟ سپاهيانى گزيده كه اميرى آنان را بخاطر پايداريشان در نبرد برگزيده بوده سپاهيانى با ارواح شريف از دو شهر پادگانى ( يعنى بصره و كوفه ) پا در راه نهادند . تو را سالارى ايشان داده‌اند و بر ايشان امير كرده‌اند ، اما تو نابودشان كرده‌اى ، در حالى كه آتش جنگ هنوز با تندى فراوان زبانه مىكشد . اعشى همدان در بقيهء شعر عبيد اللّه را متهم مىكند كه سركرده‌اى بسيار سختگير و سنگدل است و با سربازان همچون جبارى مستبد رفتار مىكند ، و بدتر از آن اينكه وى از فرصت گرفتارى سپاهى كه در محاصره افتاده سود مىجويد و خود به خريد آذوقه مىپردازد و به بهايى گزاف به ايشان مىفروشد . « 1 » اگر اين شعر بازنماى حالت تودهء سربازان عرب در سيستان باشد - و تنها متن تاريخى بلاذرى اين اتهامات را كه به عبيد اللّه زده مىشود تأييد مىكند - در اين صورت جاى
هامش
( 1 ) .. The Diwan OF al - A sha ? , ed . R . Geyer , London , 1928 ;متن عربى ، ص ص 18 - 317( Bladhuri , Anonyme arabische Chronik , PP . 315 - 17 - ) VV . 2 - 4نيز در ابن قتيبه ، معارف ، ص 289 ( گير به آن اشاره نكرده است ) .