بگمارد - زيرا عبد الملك مناسبات بسيار دوستانهاى با اميه داشت - اما اگر او بخواهد ، وى عبيد اللّه را بر هر دوى ايشان بگمارد . عبيد اللّه اعتراض كرد كه از دستهء مردانى نيست كه به حجاج خيانت مىورزند و حجاج وى را به سخنگويى خود فرستاد و به او اعتماد كرده است . از اين روى عبد الملك ناتوانى اميه در ولايتدارى و تأخير او در پرداخت ماليات را بهانه آورد ، در صورتى كه حجاج از مالى كه گرد آورده بود مبلغ فراوانى براى او فرستاد . در نتيجه عبد الملك حجاج را نامزد ولايتدارى اين دو ناحيهء مرزى كرد و در سال 78 منشور حكومت آنها را براى او فرستاد . پس از آن حجاج مهلب را نمايندهء خود در خراسان كرد و عبيد اللّه بن ابى بكره را نيز به سيستان فرستاد . » « 1 »
مهلب به عنوان از ميان برندهء ازارقه در فارس و كرمان اعتبار فراوانى پيش حجاج داشت . بارى ديگر به سخن بلاذرى استناد مىكنيم كه مىگويد :
« هنگامى كه وى ( يعنى مهلب ) جنگ با ازارقه را بپايان برد پيش حجاج رفت . حجاج احترام فراوانى در حق او بجا آورد ، وى را در كنار خويش بنشاند و هداياى فاخرى به او و سرداران سپاهش داد . آنگاه گفت « اينان با نيرومندى عمل كردهاند و شايستهء پاداشهاى فراوان ، مايهء خشم دشمنان و مدافعان مرزها هستند و دارندگان قدرت واقعى در خراسان و سيستان . » « 2 »
بدين ترتيب مهلب انتخاب حجاج براى سراسر مشرق بود ، اما مهلب بدين پيشنهاد اعتراض كرد و گفت ناحيهاى كه به او پيشنهاد مىشود چندان پهناور است كه ادارهء آن از عهدهء يك تن بيرون است . به روايت ابو مخنف كه طبرى آن را نقل مىكند : « مهلب به دو ( يعنى حجاج ) گفت : كسى را به تو نشان دهم كه به كار سيستان داناتر از من باشد ، كه ولايتدار كابل و زابل بود ، و از مردمش خراج
هامش
( 1 ) .. Baladhuri , Anonyme arabische Chronik , ed . W . Ahlwardt , Greifswald , 1883 .( - بخش انساب الاشراف دربارهء خلافت عبد الملك ) ص ص 266 ، 11 - 310 .
( 2 ) - همانجا ، ص 310 .