را ترك گفته رهسپار طبرستان و قومس شود . مهلب به گروه اصلى خوارج در كرمان حمله كرد و شكست سختى بر آنان وارد ساخت ؛ اسراى ازرقى را به تلافى كار ايشان كه مسلمانان اسير را برده مىكردند ، به بردگى بردند . سردار ديگر حجاج به نام سفيان بن ابرد و فرمانده سپاه كوفه اسحاق بن محمد بن اشعث به تعقيب قطرى پرداختند و سرانجام وى را كشتند ( 75 ق / 8 - 697 م ) . « 1 »
4 - به قدرت برآمدن حجاج در مشرق و شورش ابن اشعث و « سپاه طاوسان »
تا هنگامى كه امية بن عبد اللّه ولايتدار خراسان و ولايات شرقى بود ، اين نواحى از حيطهء فرمانروايى حجاج بيرون بود . تنها در اين هنگام كه بواسطهء سازماندهى پيروزى بر ازارقه ، قدرت و اعتبار حجاج در دولت اموى به اوج تازهاى رسيده بود ، وى توانست نواحى مشرق ايران را به حيطهء فرمانروايى خود بيفزايد . عامل ديگرى كه در اين مورد به سود او كار كرد اين بود كه در راههايى كه از طريق فارس و كرمان به سيستان و خراسان مىرسيدند يك بار ديگر امنيت برقرار گشت . در گذشته ، عبد الملك تا اندازهاى از آن جهت اميه را در خراسان نگه داشته بود كه وى از طايفهء بنى اميه بود و پيوندهاى عاطفى نيرومندى با او داشت . بلاذرى به استناد هيثم بن عدى دربارهء چگونگى رسيدن حجاج به ولايتدارى خراسان چنين مىگويد :
« حجاج عبيد اللّه بن ابى بكره را پيش عبد الملك فرستاد تا حكومت خراسان و سيستان را براى او ( يعنى براى حجاج ) بخواهد . در آن هنگام امية بن عبد اللّه بن خالد بن اسيد ولايتدار اين دو ناحيهء مرزى ( ثغرين ) بود . عبد الملك گفت كه وى نمىتواند اميه را از حكومت اين دو ناحيه بر كنار سازد و حجاج را بجاى وى
هامش
( 1 ) - طبرى ، ج 2 ، ص ص 19 - 1003 ( ترجمهء فارسى ، ج 8 ، ص ص 49 - 3642 ) ؛Caetani , Cronografia , IV , PP . 893 , 916 - 18 , 936 .