اين اختلاف بود تا ابو بكر از دنيا رفت و عمر عهدهدار امر خلافت گشت و اين اختلاف براى وى سخت گران آمد و لذا فرستاد و عدهاى از اصحاب رسول اللّه ( ص ) را دعوت كرد و به آنها چنين گفت :
شما گروه اصحاب رسول ( ص ) اگر پيرامون مسألهاى اختلاف كنيد ، مسلمانان بعد از شما هم دراينباره اختلاف مىكنند و هرگاه دربارهء موضوعى اتفاق و اتحاد داشته باشيد ، مردم نيز از شما پيروى مىكنند ، حال پيرامون آنچه كه اتفاق داريد نظر بدهيد . . . مثل اينكه آنها را بيدار كرد و اصحاب هم گفتند : آنچه كه خليفه رأى بدهد نيكو است . « 23 »
* و بالاخره در زمان حيات پيغمبر ( ص ) ، صحابه را مىبينيم كه غالبا بر شخص رسول خدا ( ص ) تكيه داشته ، نسبت به فراگرفتن احكام و مفاهيم اسلام بهطور مستقيم ( ما دام كه در كنف حمايت پيامبر ( ص ) بودند ) ضرورتى احساس نمىكردند !
* * * از آنچه كه برشمرديم چنين نتيجه مىگيريم :
هامش
( 23 ) - عمده القارى / ج 4 / صفحهى 129 - الغدير / ج 6 / صفحهء 244 .