نيازمند يك سلسله آگاهىهاى گستردهء فرهنگى و فكرى است كه بايد " گروه پيشرو " دارا باشد : تا قدرت و شايستگى نگهبانى " مرزهاى شريعت " را از مشكلات و خطرهاى آينده احراز كند .
ولى با كمال تأسف ، ملاحظه مىكنيم كه حوادث و جريانات بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) ، ثابت كرد كه جامعهء مهاجر و انصار براى مشكلات فراوانى كه پس از وفات پيشوا ( ص ) رسالت اسلامى قهرا با آنها مواجه و روبرو گرديد - هيچگونه آموزش و تعليماتى نديده بود . تا آنجا كه خليفه و مسند و مقامى كه بر آن تكيه زده بود ، حكم شرعى سرزمينهاى زيادى كه در اثر " فتوحات اسلامى " تحت سلطه و تصرف مسلمانان درآمده بود ، نمىدانست ! كه آيا به صورت غنيمت بايد ميان جنگجويان و رزمندگان تقسيم گردد و يا بعنوان " مالكيت عمومى " وقف بر همهء مسلمانان شود ؟ ! حال چگونه ممكن است تصور كنيم كه پيغمبر گرامى ( ص ) به مسلمانان خبر و بشارت مىدهد كه به زودى امپراطورىهاى " كسرى " و " قيصر " را مىگشايند و گروه مهاجر و انصار را رهبر و مسئول اين فتح قرار مىدهد ، ولى آنها را از حكم شرعى زمينهاى فتحشده آگاه نمىسازد ؟ !
* گامى فراتر گذارده ، بيش از آنچه كه برشمرديم ، مىآوريم :
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٥٩