و گفت : معانى همه اينها را دانستيم ولى معنى " اب " چيست ؟ سپس گفت : اين به خدا قسم تكليف ما لا يطاق است ! به تو چه مربوط كه نمىدانى " اب " چيست ؟ آنچه كه از كتاب خدا مبين و معلوم است بايد پيروى كرد و بدان عمل نمود و آنچه را كه نامعلوم و ناشناخته است بايد به پروردگار موكول و محول نمود ! !
* بطور كلى خوددارى از پرسش و سؤال ، در ميان " صحابه " معمول بود مگر در حدود مشكلات محدود و روزمره و واقع شده . . .
و همين امر موجب گرديد كه تعداد " نصوص تشريعى " كه آنها از نبى اكرم ( ص ) نقل كردهاند بسيار ناچيز و اندك
هامش
بقيهء زيرنويس از صفحهء قبل گرفت و در كتاب خدا به حدس و گمان سخن نگفت ! !
در لغتنامهء دهخدا اين معانى براى " اب " آمده است .
گياه و علف كه چهارپا و بهائم خورد - آنچه از زمين رويد - چراگاه و مرتع - گياهزار و چمن . . . علامه امينى در ( ج 6 الغدير / صفحهى 99 ) تحت عنوان " جهل الخليفة بمعنى الأب " اين روايت را از 32 منبع اهلسنت نقل كرده است .