باشد و نيز همين امر سبب شد كه بعدها به مصادر و منابع ديگرى غير از " كتاب و سنت " مانند " استحسان " « 21 » و " قياس " « 22 »
هامش
( 21 ) - استحسان در لغت چيزى را خوب شمردن و خوب پنداشتن است . و در اصطلاح ، نام دليلى است از دلايل چهارگانه كه با قياس جلى معارضه كرده و هروقت از آن قوىتر باشد در آن عمل مىكند و به اين اسم ناميده شده ، زيرا غالبا " از قياس جلى قوىتر است و آن را قياس مستحسن گويند . يكى از اصول فقه است نزد ابو حنيفه و پيروان او و ازاينرو آنان را اصحاب رأى خوانند و مثال آن ( جواز دخول حمام است هرچند مقدار آب و نوره كه صرف كنند مجهول است ) به عقيده بعضى از علماء استحسان خود قياس است لكن خفى و غير جلى ( مفاتيح العلوم به نقل لغتنامه دهخدا / ذيل كلمهء استحسان / صفحهى 2126 ) .
ترجيحى است كه پس از تفكر و تعقل براى قاضى يا فقيه در مسألهاى پيدا مىشود . آنچه موجب ترجيح حكمى در نظر قاضى و فقيه مىشود ( فرهنگ دكتر معين / ج 1 / صفحهى 242 ) و اين دليل و ترجيح نزد فقهاى شيعه معتبر نيست .
( 22 ) - مراد از قياس در اينجا همان قياس شرعى است كه منطقيون و متكلمين آن را " تمثيل " نيز ناميدهاند .