بن عوف نجوا مىكرد ، اينچنين گفت :
" اى كاش از رسول خدا ( ص ) سؤال مىكردم كه حكومت از آن كيست ، در اين موقع ديگر نزاع و مبارزهاى در كار نبود ! " « 14 »
* و در آن هنگام كه انصار ، براى خلاف سعد بن عباده ، در سقيفه اجتماع كردند ، برخى از آنها گفتند :
اگر مهاجرين قريش سرپيچى نموده ، چنين بگويند :
ما مهاجرانيم ، ما عشيره و خويشان رسول خدا هستيم ، ما هم در اين زمينه مىگوئيم :
اميرى از ما و اميرى هم از شما و بدون اين طرح هيچگاه راضى نخواهيم شد .
و ابو بكر ضمن يك سخنرانى گفت :
" ما مهاجران ، نخستين گروندگان به اسلام هستيم و ديگران پيرو و تابع ما هستند ، ما خويشان رسول خدائيم و از لحاظ نسب ! در ميان عرب ممتازيم . "
و سپس اقتراح انصار را ، مبنى بر اينكه خلافت ميان مهاجر و انصار دور بزند ، رد كرد و چنين گفت :
زمانى كه رسول خدا ( ص ) به پيغمبرى مبعوث گرديد براى عرب بسيار دشوار بود كه دين پدران خود را ترك كنند ، لذا با پيامبر به مخالفت و ستيز برخاستند ، و خداوند مهاجران
هامش
( 14 ) - تاريخ طبرى / ج 4 / صفحهى 52