هدف و بهسوى اينگونه حكومت و سيستمى رهنمون باشد . « 11 »
چون اگر بود و واقعيت داشت ، بطور طبيعى و مسلم در " احاديث مأثور " و روايتشدهء از آن حضرت و يا در ذهن " امت اسلامى " و يا لااقل در فكر گروه پيشرو و گروندگان نخستين ( مهاجر و انصار ) كه مسئول تطبيق " نظام شورى " بودند ، بازتاب و انعكاسى داشت .
و حال آنكه ما در " احاديث مأثور " از پيامبر ، هيچ نوع ، شكل قانونى و مشخص و محدودى براى " سيستم شورى " نمىيابيم و نيز در انديشه و ذهن امت اسلامى و يا معتقدان نخستين ، كوچكترين اثر و بازتابى ازاينقبيل سراغ نداريم .
براى تأكيد و تحكيم آنچه كه گفتيم از تاريخ مدد
هامش
( 11 ) - اصل " شورا " كه از آيات شريفه قرآن كريم :" وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ "و" أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ " ،مستفاد مىگردد و پيامبر اكرم ( ص ) هم بدان عمل مىكرد ، چنانچه در جنگ احد آن را به آزمايش گذارد ، هيچگونه ارتباطى به ارائهء نحوه و شكل " حكومت اسلامى " بعد از پيامبر نداشت ، يعنى ما در سراسر زندگى نبى اسلام ( ص ) و سخنان آن حضرت نمىتوانيم " نمونهاى " بيابيم كه پيامبر براى اصحاب خود سيستم و شكل حكومتى ترسيم كرده باشد براساس شورى و بيعت و رژيم دموكراسى ، باز دربارهء اين موضوع سخن خواهيم گفت .