پناه آن ، عادات ، تمايلات ، امتيازات ، جايگاه طبقاتى و اشرافى و منافع گروهى خود را حفظ كنند ، و اگر بخواهيم با فرهنگ و زبان انقلاب كبير فرانسه حرف بزنيم ، بطور طبيعى ، انقلاب اسلام به صورت دو گرايش محافظهكارانه دستراستى و در برابر ، گرايش انقلابى چپ شكل گرفت و اين دو گرايش ، حتى در عصر شخص پيامبر ( ص ) نيز وجود داشت و در مقايسه نحوهء تلقى شيوهء عمل اصحاب در حضور پيامبر و در جنگ رهبرى شخص پيامبر خود را نشان مىداد ، چنان كه دو روش متضاد بلال و عبد الرحمن عوف در غزوهء بدر و بر سر نجات امية بن خلف و پسرش على بن اميه حاكى از اين دو گرايش است . و طبيعى است كه مثل هر انقلابى پس از آنكه از مبارزه در جبهه خارجى آسود و به هدفهاى كلى و مشترك خويش رسيد و بهويژه پس از رفتن رهبر مشترك و بلامنازع و ما فوق جناحها و گرايشهاى داخلى ، اسلام نيز پس از مرگ پيامبر ، اين دو گرايش طبيعى و موجود و مكتوم در بطن خويش را ظاهر ساخت و اينكه على ( ع ) در اقليت ماند و شيخين اكثريت را گرفتند نيز طبيعى بود ، « 1 » چه
هامش
( 1 ) - و بدين معنى تشيع مولود طبيعى اسلام است ( ش ) و تسنن مولود غير طبيعى اسلام ( ح )