نيز در طول زمان به روشنى ثابت مىكند . . . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) من نمىدانم كه زيربناى موضعگيرى " اكثريت سقيفهاى " چه بود ؟ و روبنا چه ؟ اما به ريشههاى طبقاتى اين گروه و گروهى كه بر گرد على ( ع ) جمع شده بودند ، در كتاب اشاره شده است :
كه هنوز رسوبات گذشته جاهلى در فكر و انديشه اينان وجود داشت و عده زيادى با حفظ موضع جاهلى طبقاتى ، قبيلهاى و خانوادگى ، ادعاى مسلمانى مىكردند و اعتقاد به اسلام را در حد همان ايمان به خدا و معاد و غيب كافى مىدانستند ، علاوه بر موضع اجتهادى كه در برابر كتاب و سنت گرفتند ، از لحاظ سياسى و اجتماعى هم كموبيش در همان موضع جاهليت باقى ماندند ، ترجيح عرب بر عجم و بسيارى از تبعيضات نژادى و اختلافات طبقاتى كه در متن جامعهى اسلامى زمان خلفا و بهويژه در عصر امويين و عباسيين رواج داشت ، نشانهاى است از تضاد پايگاه " اكثريت سقيفهاى " با " اقليت علوى " كه اسلام راستين را به ارث برد .
حال آيا زيربناى اين تضاد همان مسائل اقتصادى و