شما خواننده اين عبارات را در تعريف از طرز فكر شيعى و طرز فكر سنى ، نه يك مؤمن متعبد شيعه ، بلكه يك روشنفكر مترقى مسلمان فرض كنيد كه با اين بينش مىخواهد بفهمد كه حق با على ( ع ) است يا با عمر ؟ و نوع برداشت هريك از اين دو جناح از اسلام و عمل پيامبر ( ص ) چيست ؟
ترديدى داريد كه طرفداران " نظريه اجتهادى " را بر " نظريه تعبدى " ترجيح خواهد داد ؟ « 1 »
من به خوبى آگاهم كه شيعه را طرفداران " نظريه تعبدى " خواندن ، در برابر اتهام ، رفض " و ادعاى " اهلسنت " كه در افكار عمومى دنياى اسلامى غير شيعى شايع كردهاند تا چه حد دفاعى مؤثر از تشيع و كوشش در راه تبرئه آنست
هامش
( 1 ) - به گمانم حضرتعالى " اجتهاد در مقابل نص " را كه مفهومى جز به بازى گرفتن وحى و قابل تغيير و تبديل دانستن " كتاب و سنت " كه به اعتراف خود شما در همين نقد " اصول ثابت و منابع تغييرناپذير شناخت مايند " ، ندارد با اجتهاد مترقى و معقول شيعه كه باب آن را تا آخر جهان در مقابل اهل تسنن مفتوح مىدانند ، اشتباه گرفتهايد .
چنين اجتهادى ( اجتهاد در مقابل نص ) يعنى تغيير