1 - عقيدهاى كه تعبد به دين را ملاك قرار داده و پيروى و تسليم مطلق از نص دينى را در همهء شئون زندگى معتبر مىدانست ( يعنى شيعه )
( 2 ) عقيدهاى كه تعبد به دين را تنها در محدودهء ويژهاى از عبادات و پارهاى از مسائل غيبى معتبر دانسته و در غير اين دو مورد ، اجتهاد و مصلحت را بر نص مقدم داشته ، تغيير يا تعديل برخى از مسائل مذهب را در ساير شئون زندگى ، براساس مصالح و مقتضيات جايز مىشمرد . . .
با اين عقيده كه ما دام كه در اجتهاد خود پيرامون " مصلحت " خطا و اشتباهى نكند ، چنين كارى جايز و روا مىباشد " ، « 1 »
پس اختلاف صف على ( ع ) و پيروانش ( نخستين جبههء شيعه ) با صف مخالفينش ( كارگردانان سقيفه و پايهگذاران نخستين خلافت ) ، در نوع برداشت بود و طرز تلقى و فهم سنت پيامبر و اسلام ، آنهم به اين معنى كه جناح على ( ع ) اهل " تعبد " بود و به تعبير نويسنده طرفدار " نظريه تعبدى " و جناح مخالفش ، يعنى اكثريت اصحاب پاك معتقد مؤمن . . . طرفدار " نظريه اجتهادى " ،
هامش
( 1 ) صفحهء 60 - 61