پرش به محتوای اصلی

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحه 447

پدیدآورندگان:

ص۴۴۷
ناتوان را كمك كنيد و ستمديدگان را يارى دهيد حق را در بين خودتان گسترش دهيد ، و آن را بدست ستمگرى كه نمى فهمد يارى دهيد بار خدايا ، من فرماندارانم را فرمان ندادم كه بمردم ستم كنند روز انتقام ستمديده از ستمگر ، سخت تر از روز ستمكارى ستمگر بر ستمديده است پيروان ما چون بخشم آيند ستم نكنند ، آنها براى همسايگان خويش بركت و براى دوستان خود سلامت و آسايشند ستمكارى و دروغ بشخصيت مرد زيان مى رسانند ستمگران زيانكارند چقدر ، بدخوئى با همسايه بد است هلاك شد آن كس كه بى جهت ادعا كرد و زيانكار شد آن كس كه به مردم تهمت زد آن كس كه دشمنى بكارد ، زيانكارى بدرود دشمنى ببندگان خدا ، كارى نارواست ستم ، خواهان شمشير است حكومت خويش را با خونريزى بر پاى مدار به خدا قسم داد ستمديده از ستمگر بستانم و ستمگر را مهار كنم تا بسرچشمهء عدالت بكشانم هر چند او را ناخوش آيد اگر عادلى شكست خورده باشى بهتر از آن است كه پيروزى را با ستم بدست آورى