تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
بزرگترين افتخار آنست كه به خود نبالى شكيبائى را باندازهء گرفتارى مى دهند مصيبت يكى است و چون بزارى افتى دو تا مىشود جان خويش را بشكيبائى در برابر گرفتارى ها عادت بده چون ناگواريها ، بشدت رسد ، گشايش فرا مى رسد شكيبائى مركبى است كه سرنگون نمى شود صبر دو گونه است ، يكى در برابر ناگواريها و ديگر در برابر هوسرانيها روزگار دو روز است روزى بسود تو و روزى بزيان تو ، پس اگر بسودت بود به بيهودگيش مگذران و اگر بزيانت بود شكيبا باش آن كس كه بردبارى كند بايد همچون آزادگان شكيبا باشد و گرنه نادانى است كه خويشتن را به بى غمى زند بهنگام بهره‌مندى و گشايش به بيهودگى مگراى و بهنگام سختى ها سراسيمه مباش تكبر ورزيدن با متكبرين هم نوعى فروتنى است كسى كه بجستجوى چيزى برخيزد همهء آن و يا برخى از آن را به دست آورد شخصيت انسان در زير زبان او پنهانست آن كس كه زبانش بر او فرمان راند جان خويش را ناچيز گرداند زبان خردمند در پشت قلب او و قلب نادان در پشت زبان اوست چون همهء كارها را انجام دادى چنان باش كه گوئى كارى انجام نداده‌اى