تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
پس از گذشت ريشه‌ها پايدار نمى مانند .

خورشيد و ماه را به گردش در آورد

خطبه‌اى از امام در بارهء آفرينش آسمانها و زمين . ستايش سزاوار خداوندى است كه ستايشگران از ثنايش ناتوان مانند و آمارگران ، نعمتهايش را نتوانند به حساب آورند و كوششگران به اداى حقش نتوانند بپردازند ، خدائى كه بلند همتان را توان ادراك ذاتش نباشد و هوشمندان و زيركان به ژرفاى شناختش راه نيابند ، پروردگارى كه صفاتش در مرزى محدود نيست و ستايشش در حدى نمى گنجد و ذاتش در حوصلهء زمان و مكان ، جاى نمى گيرد آفريدگان را به توان خويش بيافريد و بارها را به مهر خود بگسترانيد و زمين را با ميخهاى كوهساران استوار ساخت سرآغاز دين ، شناخت اوست و شناختن به درست انگارى ذاتش كمال مى يابد و كمال باور داشتنش يگانه دانستن اوست و توحيد او را با اخلاص مى توان كامل شناخت و در اين اخلاص بايستى صفاتش را از ذاتش جدا ندانست ، زيرا هر صفتى گواهى مىدهد كه از موصوف خويش جداست و هر موصوفى با صفت خويش دوتاست ، ولى اگر كسى خداى را از صفتش جدا بداند او را با صفاتش جفت دانسته و آن كس كه چنين كند دوگانه‌اش پنداشته