تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
و هر كدام شما از روى زمين بخانهء تنهايى و گودال گور سرازير مىشود شگفتا از آن خانهء تنهايى و منزل ترسناك و گودال هراس و غربت ، اكنون چنان مى بينيم كه فرياد وحشتزاى قيامت بشما مى رسد و وحشت قيامت فراتان مى گيرد و براى داورى كردارتان بدادگاه رستاخيز كشانده مىشويد ، جائى كه نتوانيد دروغ بگوئيد و بباطل گرائيد و بهانه جوئى كنيد ، در آنجا حقايق بر شما آشكار مىشود و كارهايتان بشما باز مى گردد . پس از گذشته‌ها پند گيريد و از دگرگونيهاى روزگار عبرت آموزيد و از بيم رسانى پيامبران براى اصلاح كارتان سود ببريد .

آه از دورى راه

ضرار بن ضمره ضبانى نزد معاويه آمد و معاويه از او در بارهء امير المؤمنين پرسيد ، ضرار گفت هنگامى كه شب تاريكى خود را گسترده بود ، على را بهنگام عبادت ديدم كه در محراب ايستاده و محاسنش را بدست گرفته بود و همچون مارگزيدگان به خود مى پيچيد و با گريه‌اى گلوگير چنين مى گفت : اى دنيا ، اى دنيا ، از من دور شو ، آيا خود را به من نشان