تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
بى باران باشد و افق را بى فايده بپوشاند و بارانى اندك همراه بادهاى سرد فرو ريزد . بارانى بر ما فرو فرست كه قحطى زدگان بفراخى رسند و ببركت آن زندگى يابند و اين توئى كه پس از نااميدى مردمان ، باران را فرو مى فرستى و رحمتت را مى گسترانى و توئى زمامدار هستى كه سزاوار ستايشى .

واى بر شما

سخنى از امام در بارهء مردم بصره واى بر خيابانهاى آبادان و خانه‌هاى زيور يافتهء شما ، خانه‌هائى كه كنگره‌هائى همچون بالهاى كركس و ناودانهائى بمانند خرطوم فيل دارد و اين خيابانها و خانه‌هاى آباد بدست سپاهيانى ويران مىشود كه بر كشته‌هاشان نمى گريند و بجستجوى ناپديدهاشان نمى پردازند من دنيا را بدور انداخته و مقدارش را اندازه گرفته‌ام و آن را چنان كه هست مى بينم .

غيبت

سخنى در پرهيز از غيبت
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 406 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى