تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
نمى بندد . از روى زمين به شكم آن انتقال يافته و از فراخى به تنگى افتاده و از اجتماع ، به تنهائى گرائيده و از روشنى به تاريكى رسيده‌اند همان سان كه برهنه به دنيا آمدند ، برهنه از آن رفتند و بهمراه اعمالشان از اين دنيا بجهان ابدى و سراى پايدار آخرت كوچ كردند چنان كه خداوند پاك فرمود ( آفريدگان را همچنان كه پديد آورديم باز مى گردانيم اين وعدهء ما حتمى است و ما چنين خواهيم كرد ) .

خدايا كوههاى ما از خشكى درهم شكافت

دعائى از امام در طلب باران كه در آن مهر و عاطفه و فروتنى نسبت به آفريدگار جهان موج مى زند . بار خدايا ، كوههاى ما از خشكى و تفتيدگى در هم شكافت و از زمينهاى داغ ما غبار برخاست ، چهارپايان ما تشنه ماندند و در بيابانها سرگردان شدند ، آنها همچون مادران فرزند مرده فرياد مى كشند و از رفت و آمد بى ثمر در چراگاهها و آبشخورهاى خشكيده خسته شدند ، بار خدايا ، بر اين فريادها و ناله‌ها رحمت آور ، خدايا بر سرگردانى چهارپايان در بيابانها و ناله‌هاشان در جايگاهشان رحم كن
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 404 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى