تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
بار خدايا ، در اين هنگامه كه سالهاى خشك بمانند شتران لاغر و ناتوان بما روى آورده و ابرهاى باران خيز با ما به كينه برخاسته‌اند بسوى تو آمديم ، توئى اميد نااميدان و خواهش پذير خواهشمندان ، ترا مى خوانيم در اين گاه كه مردمان نااميدند و ابرها نمى بارند و چهار پايان نابود شده‌اند ، از تو مى خواهيم كه ما را بكردارمان نگيرى و به گناهانمان كيفر نبخشى و رحمتت را بر ما بگسترانى و ابرهاى پرباران بسوى ما بفرستى ، بهمراه بهارى خرم و پر آب و گياهانى تازه و پاكيزه بارانى كه فراوان ببارد و مردگان را زنده سازد ، و زيانها را جبران كند خدايا از تو بارانى مى خواهيم كه سيرابمان سازد ، بارانى زنده ساز و سيراب گر ، فراوان ، همگانى ، پاكيزه ، بركت بخش ، گوارا ، بخشنده و گياه‌آور ، كه گياهان را رشد دهد و شاخه‌ها را ثمر بخشد و برگها را سبز گرداند ، تا بندگان ناتوانت آسايش يابند و شهرهاى مرده‌ات زنده شوند . خدايا از تو بارانى مى خواهيم كه زمينهاى بلند ما سيراب شود و در زمينهاى پست ما آبها بجريان افتد و روستاها بفراخى رسد و ميوه‌ها فراوان گردد و چهارپايان كامياب شوند و سرزمينهاى دور افتاده سيراب گردد و كشتزارهاى خشك و آفتاب خورده بكمك باران ، به سبزى گرايد از بركتهاى گسترده و بخشش هاى فراوانت بارانى به بندگان نيازمند و چهارپايان سرگردان ارزانى دار . خدايا بر ما بارانى فرست كه زمين را فرا گيرد و پياپى ببارد و بارشها و قطراتش بشتاب بهم خورد ، و ابرى بر ما نفرست كه برقش