تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
گرى است كه هر كس در او زيست مىكند بنابودى مى افتد ، در توشه هاى آن خيرى نيست مگر در توشهء پرهيزگارى ، هر كس از آن بهره‌اى اندك يافت ، به امنيتى بسيار مى رسد و آن كس كه بفراوانى از آن بهره گرفت بگناه و هلاك افتاد و بهره‌هايش بنابودى افتاد چه بسيار كسانى كه به او اعتماد كردند و به سختى و درد افتادند و چه بسا كسانى كه به او اطمينان كردند و دنيا بزمينشان انداخت ، مردانى شكوهمند را به پستى كشانيد و قدرتمندانى را خوار كرد و قدرتها و دولتها را دست بدست گردانيد ، زندگانى و كامرانيش تيره و كدر و آب گوارايش شور و ناگوار و شيرينش تلخ و خوراكش زهرآگين و ريسمانش سست و تكه پاره است ، زنده‌اش در خطر مرگ و تندرستش در معرض بيمارى و دولتش از دست رفته و چيره و پيروزش شكست يافته است هر كس از آن بهره‌اى فراوان يافت واژگون شد و هر كس به همسايگيش در آمد هست و نيستش به غارت رفت . آيا اين شما نيستيد كه بجاى كسانى نشسته‌ايد كه عمرى درازتر و آثارى پايدارتر و آرزوهائى درازتر و گروههائى بيشتر و سپاهيانى انبوه‌تر داشتند آنها دنيا را پرستيدند و نعمتهايش را برگزيدند و پس از آن بدون توشه‌اى كافى و بى مركبى آماده و هموار از اين دنيا كوچ كردند . آيا شما شنيديد كه دنيا براى آنها خودش را فدا كند و يا با كمكى ياريشان دهد و يا با آنها به نيكى رفتار كند نه . . . بلكه آنها را به سختى ها دچار كرد و با حوادثى كوبنده درهم كوفت و