شيرين است و در برابر ديدگان مشتاقانش سبز و خرم به نظر مى رسد ولى پيچيده در شهواتست و خود را با بهرههاى ناپايدارش بدوستى مى زند و با كالاى اندكش شگفتى مى زايد و به آرزوها و فريبهايش خويش را زيور مىكند اما شادمانيش پايدار نيست و كسى از دردها و گرفتاريهايش در امان نمى ماند ، بسيار مى فريبد و زيان ببار مى آورد بهرههايش دگرگون پذير و ناپايدار و نابودگر است ، شكمبارهاى است كه مى خورد و مى كشد ، هواخواهانش چون به آرزويشان رسيدند و از آن خشنود شدند بهرهاى بهتر نمى يابند و بهرهاى پايدار نمى يابند چنان كه خداوند فرمود : « بهرههاى دنيا ، همچون آبى است كه از آسمان مىبارد و با گياهان زمين در مى آميزد ولى پس از آن خشك مىشود و بادها آن را بهر سوى مى پراكند و خداوند بهر چيز تواناست » هر كس از اين دنيا بشادمانى و خرمى رسيد بدنبال آنها دردهائى يافت كه اشكهايش فرو ريخت و اگر شكمش از نعمتهاى دنيا سير شد ناگواريهاى روزگار ، زير و رويش كرد و اگر باران آسايش دنيا بر كسى باريد ، ابرهاى اندوه بر او باران بلا باريد اين دنياست كه بامدادان يارى مىدهد و شبانگاهان كسى را نمى شناسد و اگر از سوئى گوارائى و شيرينى مى بخشد از ديگر سوى تلخى و ناروائى ببار مى آورد و چون كسى به خرمى و شادابيش دست يابد پشت سر آن به سختيها و رنجها گرفتار مى گردد و چون شبانگاه در بستر آسايش بخوابد سحرگاه با ترس و هراس روبرو مىشود ، فريبگرى است كه مردمان را مى فريبد و نابود
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 401
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٠١