دوستان همند ، براى شبانگاه سحرگاهى و براى بامداد شامى نمى شناسند و نمى دانند در كدامين شب و روز كوچيدهاند كه آنها را به ابديت پيوسته است .
او را به هراس مى اندازد
از سخنان شگفت آور امام در بارهء دنيا .
هر كه در آن جاى گرفت ناگزير از كوچيدن است و هر كس در آن نشيمن گزيد بناچار از آن بايد دور شود ، دنيا ، اهلش را به كشتيى مى نشاند كه توفانهاى توفنده و امواج بلاخيز دريا بر آن هجوم مى آورند و گروهى از دنيائيان غرق ميشوند و گروهى ديگر دستخوش امواج ميشوند و باد آنها را بهر سوى ميراند و بهراس و خطر مى اندازد آنكه غرق شد راهى براى رهائى ندارد و آنكه نجات يافت بسوى مرگ مى شتابد .
آنها عمرى درازتر داشتند
از سخنان امام در بارهء چگونگى دنيا شما را از دنيا بر كنار مى دارم ، دنيائى كه در دهان دنياپرستان