تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
درد و اندوه را آشاميد ، نزديكانش به او دورنگى نشان دادند و بدشمنيش عرب ، مركب بجانبش راندند و بميدان پيكارش از سامانهاى دور و سرزمينهاى بعيد شتافتند . بندگان خدا ، شما را به پرهيز از كيفر خدا سفارش ميكنم و از خيانت منافقان بر كنار مى دارم ، كه آنها گمراه و گمراه‌گرند ، مى لغزند و مى لغزانند و هر روز رنگى به خود مى گيرند و با گفتار فريباى خود شما را مى فريبند و بهر دستاويزى چنگ مى زنند و بهر ابزارى دست مى يازند و در هر كمينگاهى بكمين مى نشينند دلهايشان بيمار است و چهره‌هاشان سالم و شاداب ، به پنهانى راه مى روند و همچون شكارچيان به جنگلها مى خزند ، چون سخن گويند دوا آورند و بهبودشان دهند و چون به كار افتند دردهاى بيدرمان به راه اندازند ، به آسايش مردم رشك مى برند و مى كوشند كه آنها را بگرفتارى دچار كنند و اميدها را بنوميدى كشانند در هر راهى به زمين افتاده‌اى دارند ، و بهر دلى براى فريبكارى راهى مى يابند و در برابر هر سختى و بلائى بدروغ اشك مى ريزند ، مردم را مى ستايند تا مردم هم آنها را بستايند و هميشه به پاداش و انعام چشم دارند ، درخواستهايشان همراه با پافشارى است و چون كسى را بگناهى سرزنش كنند رسوايش مى سازند و چون بداورى پردازند زياده روى ميكنند ، براى هر حقى باطلى و براى هر حقيقت راستينى ، نارواى كجى و براى هر زنده‌اى كشنده‌اى و براى هر درى كليدى و براى هر شبى چراغى آماده دارند ، به آزمندى و نوميدى دست مى زنند تا بازار - شان را رواج دهند و كالاى بى ارجشان را كه به نيرنگ ، ارزنده نشان