تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
بالهاى مهربانى بر مردم بگستران و چهرهء مهر بر آنها بگشاى و با آنها نرمخوى باش و بين آنها حتى در نگاه و اشاره و سلام ، به يكسان رفتار كن تا توانگران به تو طمع ستم ندارند و ناتوانان از داد - گريت نااميد نشوند .

نادان را بياموز

نامه‌اى كه امام به قثم بن عباس فرماندار مكه نوشت . اما بعد ، حج را براى مردم بر پاى بدار و روزهاى خدا را بيادشان آر و در هر بامداد و شامگاه با آنها بنشين و بپرسشهاى دينى شان پاسخ گوى نادان را دانش بياموز و با دانشمند گفتگو كن . زنهار كه ميان تو و مردمان ، سفيرى جز زبانت نباشد و جز چهره‌ات پرده‌دارى در ميان نيايد و از نيازمندان رخ مپوش و آنانرا از ديدارت بى بهره مساز ، زيرا اگر آنانرا از در برانى ، هر چند نيازشان را برآرى حاكمى ستوده نيستى . اموالى را كه در نزدت فراهم مى آيد وارسى كن و آنها را به عيالمندان و گرسنگان و بيچيزان و تهيدستانى كه نزديك تو هستند ببخشاى و آنچه باقى ماند براى ما بفرست ، تا آنها را بين نيازمندانى كه پيش مايند بخش كنيم .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 370 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى