تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
باشد زيرا هرگز ستمكارى ، پى آمد عدل را در بر ندارد پس هر كارى را كه براى خويش زشت مى دانى براى ديگران هم مخواه و از آن دورى كن نيروى خويش را در انجام فرمانهاى پروردگار به اميد پاداش و ترس از كيفر او به كار انداز و بدان كه دنيا سراى گرفتارى و آزمون است و هر كس ساعتى در دنيا آسايش يابد از اين آسودگى و بيخبرى در قيامت بحسرت افتد . هيچ چيز ترا از حق بى نياز نمى كند و از لوازم حق آنست كه خود را از گناه باز دارى و براى سامان دادن كار مردم تلاش كنى كه سودى كه از خدمت مردم به تو مى رسد بيش از سودى است كه بهرهء آنان مىشود .

بالهاى خود را بگشاى

نامه‌اى كه به يكى از كارگزارانش نگاشت اما بعد ، تو از كسانى هستى كه در برپائى دين از آنها كمك مى خواهم تا بياريشان ريشهء سركشى تجاوزكاران را بركنم و مرزهاى خطرناك دشمن را فرو بندم ، پس در انجام مسئوليت خويش از خداوند يارى جوى ، و سختى ، را با نرمى درهم آميز و در آنجا كه مدارا بهتر است مدارا كن و اگر كار جز با درشتى انجام نمى پذيرد ، سخت گير باش .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 369 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى