از همه گرانبارتر و بوقت گرفتارى از همه كم كارتر و در دادگرى ناخشنودتر و در توقع پافشارتر و در برابر بخشش ناسپاستر و در محروميت پوزش ناپذيرتر و بهنگام دشواريهاى روزگار ناشكيباترند .
ولى اكثريت مردم ، استوانههاى دين و انبوهى امت و آمادگان جنگ با دشمنند ، پس هميشه با مردم باش و به آنان روى آور آن كس را كه در جستجوى عيوب مردم است و مى خواهد كه از خلق جدايت كند ، دشمن بدان و از ساحت حكومت دور ساز ، زيرا مردم ، بهر حال لغزشهائى دارند كه زمامدار از هر كس بكتمان آن گناهان سزاوارتر است مبادا كه راز مردم را آشكار كنى و لغزشكاران را رسوا سازى ، اين توئى كه بايد آنچه را مى دانى پوشيده بدارى و داورى و كيفر را به خدا واگذارى پس گناهان خصوصى مردم را پوشيده بدار ، تا همچنان كه مى خواهى خطايت را خداوند پوشيده بدارد تو هم عيب پوش مردم باشى عقدهء كينه توزى را از دلهاى مردم بگشاى و زنجير انتقام را بگسل و سخن نادرست را مپذير و در قبول گزارش سخن چينان شتاب مكن ، زيرا سخن چينان و دو بهم زنان ، اگر چه در چهرهء اندرزگويان نمايانند گروهى خائن و فريبكارند .
بهنگام راى زنى ، مرد بخيل را از خود دور دار كه ترا از بخشش باز مى دارد و به تهيدستى بيمت مىدهد ، و ترسو را نيز بمشورت مگير كه در كارها ارادهات را سست مىكند و آزمند را هم بمشاوره مخواه كه چهرهء زشت آز و ستم را در برابرت مى آرايد و بدان كه بخل و ترس و آز سه غريزهء پراكندهاند كه مفهوم آنها بدگمانى به خداوند است .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٣٥