بدترين همكاران تو در كار زمامدارى آنانند كه با فرمانروايان ستمكار پيشين همكارى داشته و در تبهكاريهاشان شريك بودهاند هرگز اسرار حكومت را به آنها مگوى و آنها را به خدمت مگير ، كه آنها ياوران تبهكاران و برادران ستمگرانند و تو مى توانى از ميان مردم كسانى را بجاى آنها برگزينى كه در كاربرد و انديشه از آنان بهتر باشند و به يارى ستمگران و كمك تبهكاران نپرداخته و بار گران خيانت بدوش نداشته باشند .
اينها براى تو كم هزينهتر و در ياريت كوشاتر و نسبت به تو مهربانتر و با ديگران كم پيوندترند ، از اين گروه رازدارانى براى خود برگزين و در انجمن هاى مشورت با آنان باش و هر كدام كه حرف تلخ حق را بى پرواتر به تو بگويد ، و بكردار ناروايت كه رضاى خداى در آن نيست بيشتر اعتراض كند او را بيشتر بخويش نزديك كن ، از تلخ گوئى و اعتراض او دلتنگ مشو ، با پارسايان و مردان راستين همراه شو ، و آنها را از ستايش خويش باز دار و چنانشان بياموز كه ترا بدانجهت كه از ناروائيها بر كنارى ، نستايند ، زيرا ثناگوئيها و ستايشگريها براى زمامدار ، خود پسندى ببار مى آورد و گرفتار تكبرش مى سازد .
اى مالك ، هرگز مباد كه نيكوكار و تبهكار در برابرت يكسان باشند كه در اين حال ، نيكوكاران از كار نيك كناره مى گيرند و تبهكاران ببدكارى گستاخ ميشوند ، پس هر كدام را بكارش پاداش ده ، و اگر خواهى بمردمت خوش گمان باشى با آنها نيك رفتار باش و بار خراج را سبك گردان و از رنجش بى جهت بپرهيز و بايد در اين باره چنان
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٣٦