سرمايهداران و خوشگذرانهاى زيادهرو هم نسبت به پول و قدرت خويش تعصب ورزيدند و گفتند ( ما فرزندان و سرمايههائى فراوانتر داريم و به همين جهت كيفر خدا بما نمى رسد ) و اگر خواهيد به چيزى بنازيد به خويهاى نيكو و كردار ستوده بنازيد و به كارهاى نيكوئى كه بزرگ مردان و نيك سيرتان بدان ممتازند همچون اخلاق عالى و انديشهء بلند و خصلتهاى ستودهاى بمانند خدمت به همسايه ، وفاى به پيمان ، فرمانبرى نيكمردان ، نافرمانى سركشان ، خوددارى از ستمكارى ، بركنارى از كشتار ، دادگرى با مردم ، فرو نشانيدن خشم و دورى از تبهكارى در زمين و پروا گيريد از كارهاى زشت و كردار پست و ناروائى كه پيشينيان شما مرتكب شدند و بكيفرهائى سخت دچار گرديدند ، پس خوب و بد احوالشان را به ياد آريد و بكوشيد تا بمانند آنها نباشيد .
آگاه باشيد كه خداوند به من فرمان داده تا با ستمكاران و پيمان شكنان و تبهكاران روى زمين بجنگم از اين روى با پيمان شكنان ( اصحاب جمل ) جنگيدم و با ستمكاران ( حكومت و مردم شام ) جهاد كردم و نافرمانان ( خوارج ) را خوار كردم و نابود ساختم و اهريمن سرزمين ردهه ( ذو الثديه يكى از سران خوارج ) را چنان كيفر دادم كه صداى تپش دل و سوزش سينهاش را شنيدم و گروهى از ستمكاران بجاى ماندند كه اگر خداى بخواهد در يورشى ديگر ، دولت را از آنان باز مى گيرم و نابودشان مى سازم مگر آنكه هزيمت گيرند و در سرزمينهاى ديگر پراكنده شوند .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٢٧