تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
بندگان نيكوكار خداوند ، از دنيا كوچ كردند . برادران ما كه در صفين ، خونهايشان بنا حق ريخته شد ، هرگز زيان نكردند زيرا ديگر زنده نيستند تا شرنگ تلخ و نارواى اندوهها و ناروائيها را بياشامند . كجايند برادرانم كه طريق شهادت را برگزيدند و به راه حق رفتند كجاست عمار كجاست پسر تيهان و كجاست ذو الشهادتين ( خزيمه بن ثابت انصارى ) و كجايند همانندان آنها كه با مرگ پيمان بستند و سرهاى بريده‌شان را براى تبهكاران بارمغان بردند

تكبر و تعصب و ستمكارى

بخشى از خطبهء قاصعه ( كوچك شمارى متكبرين ) هرگز همچون آن كس نباشيد كه بر برادرش تكبر ورزيد ( قابيل بر هابيل ) بدون آنكه خداوند به او فضيلتى بخشيده باشد بلكه اين خود بزرگ بينى او پديدهء حسد و دشمنى بود و آتش تعصب آتشى از خشم در دلش برانگيخت و شيطان در دماغش باد تكبر بينداخت و كارى كرد كه خداوند او را به كيفر پشيمانى دچار ساخت . خدا را ، خدا را ، بترسيد از تكبر و تعصب و نازشها و بخودباليهاى جاهلى كه اين خويهاى زشت ، راههاى وسوسهء اهريمن است كه مردمان