تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
گذشته و پيشينيان روزگار پيش را فريب داد . و از ستمكاران نيرنگبازى كه به خود رنگ حقيقت مى زنند پيروى نكنيد كه آنها مى خواهند شربت گواراى فطرت شما را با شرنگ تيرهء مطامع خويش درآميزند و ناروائيهاى خود را به هنجارهاى راستين شما وارد كنند ، آنها بنيانهاى نافرمانى و گناهند كه شيطان بر دوششان سوار مىشود و بنيروى گمراه‌گرشان بر مردم مى تازد و بزبانشان سخن مى گويد تا خردهاى شما را بربايد و در بينش شما رخنه كند و در گوشتان بدمد و آماج تيرهاى وسوسه‌تان قرار دهد و بر پشت شما گام نهد و بر شما دست يابد ، پس از كيفرهاى سخت خدا كه بهرهء متكبران و جباران پيشين گرديد پند گيريد و از سرنوشت آنها عبرت يابيد كه چگونه چهره بر خاك نهادند و پهلو بقعر گور گذاشتند و همچنان كه از پديده‌هاى سخت روزگار مى هراسيد از نتايج بدفرجام تكبر بخداى خود پناه بريد . من بسرنوشت جهانيان نظر انداختم و ديدم هر كس كه به چيزى تعصب مى ورزد از سبكسرى و نادانى و نابخردى دچار عصبيت مى گردد ، شما متكبران كه حتى نادانانهم از خويتان كناره مى گيرند نسبت بخوى زشتى تعصب مى ورزيد كه هيچ علتى براى آن نمى توان شناخت . اهريمن هم دچار همين بزرگ بينى شد و با آدم در افتاد و اصل آفرينش خويش را برخ آدم كشيد و گفت من از آتش پديد آمدم و تو از خاك .