تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
فراوان زندگى را بشما ارزانى داشت . اگر كسى براى بالا رفتن به بام بقاء نردبانى مى يافت يا براى فرار از مرگ مى توانست راهى بيابد ، سليمان پسر داود بود كه پريان و آدميان را بفرمان داشت و مقام پيامبرى و نزديكى به خدا را احراز كرده بود ، ولى او هم بهره‌اش از دنيا اندك بود و روزگار عمرش بكمال نرسيد و پيكان مرگ از كمان نابودى بسوى او پرتاب شد و كشورش بى سرپرست و خانه‌اش خالى ماند و ديگران حكومت را از او بميراث بردند و گذشت روزگاران بايد براى شما پند و عبرتى باشد . كجايند عمالقه ( پادشاهان حجاز و يمن ) و فرزندان آنها و فرعونها و پسرانشان ، كجايند كشورداران سرزمينهاى رس كه پيامبران را مى كشتند و سنتهاى فرستادگان خدا را خاموش مى كردند و روش ستمكاران را زنده مى ساختند كجايند آنان كه سپاهيانى بزرگ بر مى انگيختند و هزاران هزار لشكر را فرارى مى دادند و سپاهيان را بسيج مى كردند و شهرها را مى گرفتند

عمار كجاست

بخشى ديگر از همان خطبه آگاه باشيد ، پشت كرد از دنيا آنچه روى آورده بود و روى آورد آنچه پشت كرده بود ( نيكبختى ها رفت و بدبختى ها فرا رسيد ) و