فرار كنيد شما را درمى يابد و از سايه با شما همراهتر است ، فرمان مرگ بر پيشانى شما گره خورده و دنيا در پشت سرتان پيچيده مىشود پس از آتشى بترسيد كه ژرفاى آن دور و سوزش آن سخت و رنج و شكنجهاش تازه و دگرگونه است ، خانهاى كه در آن مهربانى نيست و درخواست كسى پذيرفته نمى شود و راه فرارى از دردها و سختى هاى آن نيست ، اگر مى توانيد ترس خود را از كيفر خدا و اميدتان را به بخشايش او با هم درآميزيد زيرا بندهء راستين خدا آن كس است كه اميدش به پروردگار به ميزان ترسش از كيفر او باشد ، و آن كس كه از همه ، گمان خوبش به خدا بيشتر است ، هراسش از عذاب خدا از ديگران زيادتر خواهد بود و بدان اى محمد فرزند ابى بكر ترا بر مردم مصر كه بزرگترين سپاهيان منند فرمانروا كردم و سزاوار است كه هميشه با هوس خويش بستيزى و دين خود را پاس دارى هر چند از روزگارت بيش از ساعتى باقى نمانده باشد و نبايد كه براى خشنودى يك نفر ، خشم خدا را برانگيزى ، زيرا هر كس كه بخواهد به تو پاداشى بدهد بهترش پيش خداست و پاداشى كه خداى بخواهد به تو بدهد كسى را ياراى اداى آن نيست نماز را بهنگامى كه مقرر است بپاى دار ، نه زودتر به جهت فراغت و نه ديرتر ببهانهء گرفتارى و بدان كه همهء كارهائى كه انجام مى دهى دنبالهرو نماز تو است .
و بدان ، كه پيشواى هدايت با زمامدار ستمكار و دوست پيامبر با دشمن او برابر نيستند ، و پيامبر فرمود ، من بر امت خويش از مؤمن يا
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٣٠