تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
يكديگر پارس مى كنند و درندگانى خونخواره‌اند كه بهم مى پرند و نيرومندهاشان كم توانها را مى خورند و بزرگهاشان كوچكها را در هم مى شكنند . و اين را بدان كه هر كس بر مركب شب و روز سوار شد در مسير زمان به حركت مى افتد هر چند خودش ايستاده باشد و بسرعت اين راه را مى پيمايد اگر چه در اقامت استراحت كند . جان خويش را از هرگونه پستى بازدار اگر چه ترا بخوشيها و لذتها بكشاند ، زيرا هر چه از جان خود مايه‌گزارى ، عوض آن را نمى يا بى و بندهء ديگران مباش كه خدايت آزاد آفريد ، آن خيرى را خير مدان كه ترا به شر بكشاند و آن آسانى را آسايش مشمار كه ترا به سختى برساند . با نيكوكاران نزديك باش تا از آنان باشى و از بدكاران دورى كن تا از بديشان بر كنار مانى ، بدترين خوراكها لقمهء حرام است و ستم به ناتوان زشت ترين ستمهاست . خويش را چنان وادار و بساز كه اگر برادرت از تو بريد تو به او بپيوندى و چون از تو دورى جست با مهربانى به او نزديك شوى و بخل او را به بخشش پاسخ گوئى و اگر از تو فرارى شد به او برسى ، و در برابر سختيش با نرمى رفتار كنى و گناهش را با پوزش جواب دهى چنان كه گوئى او و لينعمت تو است . با آن كس كه بر تو سخت گرفت ، به نرمى رفتار كن باشد كه او هم با تو نرم شود و بر دشمنت بخشاينده باش ، اگر خواستى از برادرت