تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
سوگند به آن كس كه دانه را در زمين شكافت ، و آفريدگان را پديد آورد اگر ازدحام فراوان مردم نبود و خواست مردم براى من ايجاد مسئوليتى براى يارى آنها نمى كرد و اگر نه اين بود كه خداى از مردمان آگاه مى خواست كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده شكيبائى نورزند زمام مركب خلافت را بر دوشش مى افكندم و رهايش مى كردم و نوشابهء خلافت را با جام نخستينش مى نوشيدم ( همچون بار نخست از خلافت بر كنار مى ماندم ) و اين را بدانيد كه دنياى شما در نظر من از آب بينى بزى ماده بى ارجتر است .

فريبكاران

خطبه‌اى از امام وفا همراه با راستى است و من سپرى نگهدارتر از آن نمى شناسم و آن كس كه بداند بكجا بازمى گردد و معاد را بشناسد ، هرگز به فريبكارى دست نمى زند و ما ، در روزگارى بسر مى بريم كه بيشتر مردمش ، حيله گران را زيرك مى شمارند و نادانان ، فريبكاران را بدرست انديشى مى ستايند ، آنها را چه مىشود خدايشان بكشد . بينايان پردانش و ديد هم راه فريب را مى دانند ولى آن را مانع فرمان و نهى خدا مى دانند و با اين كه توان فريبكارى را دارند از آن كناره مى گيرند ولى فرصت طلبانى كه پاى بند ايمان نيستند از آن
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 316 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى