تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
و مرا به غلها و زنجيرها ببندند و بكشانند ، اين رنجها را بيشتر از آن دوست مى دارم كه در روز رستاخيز ، خدا و پيامبرش را ديدار كنم و در آن حال نسبت به بعضى بندگان خدا ستمى كرده يا اندكى از سرمايهء ناچيز دنيا را بناروا گرفته باشم . سوگند به خدا ، اگر اقليم هاى هفتگانه و هر چه را در زير آسمان آنهاست به من بخشند و از من بخواهند كه پوست جوى بنافرمانى خداى از دهان مورچه‌اى برگيرم ، چنين نخواهم كرد . بدانيد كه دنياى شما در نزد من از برگى كه ملخى آن را بدندان گزد پست تر است ، على را با نعمت هاى گذران و لذتهاى ناپايدار دنيا ، چه كار از ناتوانى خرد و زشتى هاى لغزش به خدا پناه مى بريم و از او كمك مى خواهيم .

بادهايش نمى جنباند

سخنى از امام در همان مورد من ، همچون كوهى استوارم ، كه بادها آن را نمى جنباند و طوفا - نهايش درهم نمى شكند ، هيچكس نمى تواند در پنهان و آشكار بر من خرده بگيرد و عيب و نقصى در كارم نشان دهد ، ناتوان در نزد من تواناست تا حقش را بگيرم و توانا در پيش من ناتوان است تا حق مردم را از او باز ستانم .